پرفروش ترین فیلم های دهه 80 سینمای ایران

سردبیر

محصولات آرایشی و بهداشتی

پرفروش ترین فیلم های دهه ۸۰ سینمای ایران

  • دی ۲۱ام, ۱۳۹۴
در دهه ۸۰ گروهی که همچنان سینما می رفتند، بیشتر علاقه مند به تماشای چیزی روی پرده بودند که آنها را از واقعیت نه چندان دلپذیری که بیرون سینما منتظرشان بود، منفک کند و در حد مقدور و ممکن بساط خنده و قهقهه را فراهم کند.به گزارش روزنامه سینما، دهه ریزش مخاطب، قهر تماشاگر، دولتی تر شدن سینما و مسدود شدن تقریبا همه دریچه هایی که در دوران مدیریت سیف الله داد گشوده شده بود.در دورانی که بازار طنزهای شبانه داغ شده بود و خیابان های تهران به خاطر سریال های مدیری، غفوریان و دیگر سرگرمی سازهای آن زمان، خلوت می شد، آمار تولید فیلم کمدی هم در سینمای ایران بالا رفت.میان انبوه کمدی های ساخته شده در دهه ۸۰ تعداد آثاری که بتوان آنها را استاندارد نامید، کمتر از انگشتان دست بود.گروهی که همچنان سینما می رفتند، بیشتر علاقه مند به تماشای چیزی روی پرده بودند که آنها را از واقعیت نه چندان دلپذیری که بیرون سینما منتظرشان بود، منفک کند و در حد مقدور و ممکن بساط خنده و قهقهه را فراهم کند.تحلیل دلایل توفیق فیلم های ده نمکی به عنوان پدیده گیشه نیمه دوم دهه ۸۰ بیش از اینکه نیازمند ارزیابی های زیبایی شناسانه باشد، به بررسی های جامعه شناسانه نیاز دارد. این که چه شد مخاطب به این فیلم ها اعتنا نشان داد و با علاقه به تماشای شان نشست.سینمای تحلیل رفته و ضعیف شده بخش خصوصی هم کم کم یاد گرفت که چطور پول فیلم هایش را در مرحله تولید دربیاورد. چیزی شبیه به اتفاقی که در آثار دولتی رخ می داد، با جذب سرمایه های سرگردان در فیلم های بخش خصوصی هم اتفاق افتاد.در انتهای دهه ۸۰ به نظر می رسید سینمای ایران به برهوت رسیده است. به دورانی که نمونه اش را در سال های پس از انقلاب نمی شد سراغ گرفت. روزگاری که طبقه متوسط شهری کمتر ترغیب می شد به سینما برود و تماشاگر عام تر هم تنها برای تماشای فیلمی پا به سالن می گذاشت که اطمینان داشته باشد در آن بساط «کرکر خنده» فراهم خواهد بود.در انتهای دهه ۸۰ ارتباط مخاطب با سینمای ایران به سطح کاردار کاهش پیدا کرده بود. دورانی که به نظر می رسید سینمای ایران راه خودش را می رود و مردم هم راه خودشان را. هر کسی کسب و زندگی خودش را داشت. در انتهای دهه ۸۰، مردم برای سینما رفتن به انگیزه هایی احتیاج داشتند که اغلب فیلم ها نمی توانستند آن را ایجاد کنند.فیلم مذهبی خوش ساخت۱۳۸۰ – مریم مقدس (شهریار بحرانی)شهریار بحرانی کارگردان تعدادی از پرفروش ترین فیلم های دهه ۶۰ همچون «گذرگاه» در انتهای دهه ۷۰ سریال مذهبی «مریم مقدس» را جلوی دوربین برد. از دل این سریال یک فیلم سینمایی هم مونتاژ شد که سال ۸۰ روی پرده سینماها آمد و در شرایطی که کمتر کسی انتظار اقبال عمومی گسترده به این فیلم را داشت، «مریم مقدس» توانست به فروش بالایی دست پیدا کند.فیلم، محصول تلویزیون بود و تبلیغات گسترده صدا و سیما قطعا در فروش فوق العاده اشت تاثیرگذار بود. در حالی که «سگ کشی» در تهران پرفروش ترین فیلم پایتخت شده بود، «مریم مقدس» در شهرستان ها گوی سبقت را از فیلم بیضایی ربود و در مجموع فروش تهران و شهرستان، این فیلم شهریار بحرانی بود که در صدر جدول گلیشه نشست.از آخرین فیلم مذهبی که در گیشه به توفیق رسیده بودگ زمان زیادی می گذشت و مهمترین فیلم مذهبی دهه ۷۰ «روز واقعه» در سینما تماشاگر پرتعدادی نیافت و مخاطب خود را در پخش های مکرر از تلویزیون یافته بود. با این پیش زمینه طبیعی بود که کارشناسان اکران، تهیه کنندگان و سینماداران انتظار فروش فوق العاده ای را از «مریم مقدس» نداشته باشند. به نظر می رسید تلویزیون برای چنین اثری به مراتب مناسب تر است تا سینما اما فیلم «مریم مقدس» به دلیل روایت سرراست و روان داستان و تسلط کارگردان در باورپذیر از کار در آوردن قصه و شاید هم تراز همه توفیقش در پرداخت عاطفی و ملودرام توانست با خانواده ها ارتباط برقرار کند.در انتهای دهه ۷۰ به مرور حضور خانواده ها در سینماها کمرنگ می شد و جای خود را به جوان هایی می داد که علاقه مند به دیدن فیلم های عاشقانه بودند. به نظر می رسید تکراری شدن فضای ایرانی در آن مقطع، در کنار تلخی بیش از حد برخی از این آثار، خانواده ها را به عنوان مخاطبان سنتی فیلم های ایرانی از سینما رفتن دور کرده است. موضوعی که در سال های بعد بیشتر نمود یافت.در عوض «مریم مقدس» با روایت داستانی آشنا برای تماشاگر، فضای متفاوتی نسبت به دیگر فیلم های آن دوران به تماشاگرش ارائه می کرد. انتخاب درست بازیگر نقش حضرت مریم که چهره سمپاتیک و معصومانه ای هم داشت، نباید فراموش کرد. «مریم مقدس» فیلمی بود که بر تشویش ها و نگرانی ها دامن نمی زد که برعکس نوعی آرامش مذهبی را متبلور می ساخت.«مریم مقدس» بدون بازیگر پول ساز، خوب فروخت. شهریار بحرانی که قبلا هم نشان داده فود فیلمسازی مسلط بر تکنیک است، در این فیلم هم به سر و شکل ساختاری قابل قبولی رسیده بود. سلیم حسن پویا به عنوان مدیر فیلمبرداری و موسیقی مجید انتظامی را هم نباید فراموش کرد. «مریم مقدس» با تولد حضرت مریم آغاز و با تولد حضرت مسیح پایان می یابد. در این میان رومی ها نقش منفی داستان را ایفا می کردند و البته روحانیون یهودی هم دست کمی از آنها نداشتند.در توضیح فروش بالای «مریم مقدس» باید به اکران طولانی مدت آن نیز اشاره کرد. اکرانی که با تیزرهای پرتعدادی هم همراه بود ولی تنها حمایت ها باعث فروش خوب فیلم نشد و این ساخته شهریار بحرانی واجد جذابیتی برای تماشاگری بود که از تماشای فیلم های تلخ و عصبی به تنگ آمده بود.مریم مقدس* کارگردان: شهریار بحرانی* نویسنده: محمد سعید بهمن پور* تهیه کننده: محسن علی اکبری* بازیگران: شبنم قلی خانی، پرویز پورحسینی، محمد کاسبی، جعفر دهقان، اشکان پارسا، افسانه ناصری، زهرا سعیدی، مهدی فقیه، حسین یاری، مریم رضویحراج خاطره۱۳۸۱ – کلاه قرمزی و سروناز (ایرج طهماسب)بچه های دوران تازه، دوران ویدئو و ماهواره به تماشای فیلمی می نشینند که برادرها و خواهرهای بزرگترشان با ولع آنها را همراه خود کرده اند و با اشتیاق برایشان از عروسک هایی می گویند که روزگاری همه زندگی آنها را پر کرده بودند.کلاه قرمزی و پسرخاله در سالن های «مرگ سینمای کودک»، در روزهایی که خیلی ها می گفتند دیگر امکان احیای سینمای کودکانه و عروسکی وجود ندارد، بار دیگر روی پرده بازگشتند تا جادوی عروسک ها دوباره تکرار شود و هر چند این بار دیگر نه سینما آزادی بود و نه آن صف های طولانی تقاطع خیابان عباس آباد و وزرا اما «کلاه قرمزی و سروناز» آهسته و پیوسته روی پرده باقی ماند و بخشی از خاطره فروش رؤیایی فیلم اول را با تکیه بر نوستالژی جمعی نسلی که از گذشته های نزدیک برای خودشان نوستالژی سازی می کردند، زنده کرد و در پایان سال صدرنشین جدول فروش سالانه شد.«کلاه قرمزی و سروناز» به تبعیت از سینمای کودکانه روز دنیا تمی عاشقانه داشت و در فضای بازتر دوران اصلاحات در شوخی ها و تکه پرانی ها هم فراتر از فیلم اول بود؛ هر چند این دو ویژگی تا حدی چهره معصومانه فیلم اول را دچار خدشه هم کرد. از سوی دیگر فیلم دوم با اولی یک تفاوت فاحش دیگر هم داشت. حمید جبلی این بار برخلاف فیلم اول خودش در فیلم، حضور فیزیکی نداشت و تنها صدایش را به دو عروسک محبوب قرض داده بود. همین دو ویژگی سبب شد تا آنهایی که برای پیدا کردن خاطره های کودکی و نوجوانی شان به سالن های سینما رفتند، برای بار دوم و سوم به تماشای فیلم ننشینند. برای بچه های دورن «داستان اسباب بازی» و «شرک» هم عروسک های ساده و فضای دهه هفتادی «کلاه قرمزی و سروناز» آن جاذبه های استثنایی دوران گذشته را نداشت. به این ترتیب هر دو طیف را یک بار تماشای فیلم در سالن سینما راضی می کرد و بازگشت دوباره ای به سالن ها در کار نبود؛ برای همین فیلم دوم دیگر آن خاطرات رؤیایی را تکرار نکرد. از بین سه عاملی که در فروش فوق العاده فیلم اول نقش داشتند، اینجا تنها یکی پابرجا بود. همان مثلثی که پس از فیلم اول در شماری از کمدی های محبوب نقش داشت و حضورشان می توانست خانواده ها را مطمئن کند که اثری مطابق با سلیقه خانواده ها را به تماشا می نشینند. از دو عامل دیگر یعنی داستان مستقل و جذاب در کنار ترانه های شنیدنی و در ذهن ماندنی اینجا خبری نبود. قصه لنگی های فراوانی داشت و اگر غم ها، شادی ها و نگرانی های قهرمانان قصه اول در دنیای کودکی آن سال ها رنگ می گرفت و همذات پنداری مخاطب کودک را جلب می کرد، در فیلم دوم دغدغه ها هم اندازه همان فیلم اول و گاه حتی کمرنگ تر بود و هیچ توجهی به پیشرفت ناگهانی ذهنی نسل تازه نشده بود.درباره ترانه ها هم اینجا کم کاری دیده می شد. آلبوم موسیقی و ترانه هیا فیلم اول جدا از خود فیلم، سودآورترین کالای مرتبط با کلاه قرمزی بود ولی اینجا جز دو ترانه نیم بند خبری از موسیقی و آواز نبود و همین فیلم دوم را خسته کننده هم می کرد. «کلاه قرمزی و سروناز» با تکیه بر خاطره «کلاه قرمزی و پسرخاله» فروشی موفق داشت اما هیچ وقت به محدوده آن فیلم اول نزدیک هم نشد.کلاه قرمزی و سرو ناز* کارگردان: ایرج طهماسب* نویسنده: ایرج طهماسب، حمید جبلی* تهیه کننده: حمید مدرسی، مجید مدرسی* بازیگران: ایرج طهماسب، فاطمه معتمد آریا، رضا فیض نوروزی، رضا عطاران، خسرو احمدی، مهدی باطبیمهران مدیری و دیگر هیچ۱۳۸۳ – توکیو بدون توقف (سعید عالم زاده)این عجیب ترین اتفاقی بود که می توانست بیفتد. مردم تنها به یک دلیل «توکیو بدون توقف» را به صدر جدول فروش سالانه رساندند و آن یک دلیل هم بی اغراق یک شخص بود: مهران مدیری.مهران مدیری بازیگر و کارگردان مجموعه های طنز تلویزیونی در مقیاس های تلویزیون ایران به نوعی یک مؤلف محسوب می شود و حضور بی رقیبش در این جایگاه در زمانی بیش از یک دهه سبب شده تا مخاطب خاص و عام، او را ببیند، ستایش کند یا مورد نقد قرار دهد.در هر سه نگاه، دیده شدن کارهای مدیری یک الزام محسوب می شود و همین او را تا این حد در کانون توجه قرار می دهد. در سالی هم که «توکیو بدون توقف» به نمایش درآمد، شرایط به همین شکل بود؛ هر چند بسترهای لازم هم از قبل فراهم به نظر می رسید. سینمای ایران پس از تب سینمای سیاسی – اجتماعی چهار سال نخست دوران اصلاحات به نوعی رخوت رسید و اقبال مردم نسبت به کمدی هایی که روی پرده می رفت، در کنار فضای بازتر حاصل از جریان قبل، سبب شد تا یک سینمای کمدی بازتر – و حتی در مواقعی مبتذل – طلایه دار مسیر شود. این سینمای کمدی در شکل بهترش کمدی ها صحرا فیلم را داشت که مغز متفکرش ایرج طهماسب بود و طی چند سال خیلی زود این نوع کمدی بزن و بکوب جای خودش را میان مخاطب و منتقد به عنوان سبکی نمونه ای باز کرد.در شکل مبتذل هم کار با حضور بازیگران مجموعه های طنز تلویزیون و بهره گیری از شهرت آنها پیش می رفت و نویسنده و کارگردان از به کار بردن شوخی ها روگردان نبودند.فیلمی که نام سعید عالم زاده را به عنوان کارگردان روی خود داشت و در واقع متعلق به مهران مدیری بود، در خط میان این دو جریان و در همان بستر تضمین شده حرکت کرد. از یک طرف جنس قصه و حتی چینش بازیگران – حضور چهره هایی مثل حسن شکوهی یا پانته آ بهرام – به نوعی یادآور کمدی های صحرافیلم بود و از طرف دیگر حضور خود مدیری به عنوان شاخص ترین چهره آن آثار تلویزیونی، تضمینی را که فیلم های جریان دوم در گیشه داشتند، خود به خود همراه می آورد. برای همین «توکیو بدون توقف» نه آنچنان مورد طعنه های منتقدان قرار گرفت و نه از سوی آنها جدی گرفته شد.آدم های زیادی بودند که می خواستند درباره آنچه روی پرده رفته حرف بزنند ولی در واقع فیلم آنقدر معمولی و خنثی به نظر می رسید و آنقدر جدا از فضا و مسیر سینمای ایران به نظر می رسید که کسی حوصله جدی گرفتنش را نداشت و نمایش اش همانقدر که بی صدا شروع شده بود، در سکوت و بدون حاشیه ادامه پیدا کرد و به پایان رسید. در پایان سال وقتی ارقام فروش کنار هم گذاشته شد تازه خیلی ها یادشان افتاد در طول سال هیچ فیلمی نبوده که از رقم فروش «توکیو بدون توقف» عبور کند و به همین سادگی، یک فیلم تنها به دلیل حضور مهران مدیری و قرار گرفتن در بستری مناسب ،بدل به پرفروش ترین فیلم سال شد. مدیری هم با این که می توانست از این موقعیت استفاده کند، ترجیح داد جایگاه محکمی را که در تلویزیون داشت از دست ندهد و از سینما دور شد. همان ابتدا نوشتم، این عجیب ترین اتفاقی بود که می توانست بیفتد و در این سینما، افتاد.توکیو بدون توقف* کارگردان: سعید عالم زاده* نویسنده: فرهاد توحیدی* تهیه کننده: علی سرتیپی، مجید آقاگلیان* بازیگران: مهران مدیری، پانته آ بهرام، حمیده خیرآبادی، ابراهیم آبادی، سعید پیردوست، کامران فیوضات، یوسف یوسف پشندی، الیزابت امینی، گوهر خیراندیش، ساعد هدایتی، صدیقه آرمیده، حسن شکوهیبدنه سالم سینما۱۳۸۳ – کما (آرش معیریان)«کما» را می شود دوست نداشت و فیلم مهمی ندانستش اما نمی شود منکر شد که فیلمی بود آبرومند و نسبتا خوش ساخت که با بهره گیری درست از کلیشه ها به موفقیت تجاری مطلوبی دست یافت و خیلی ها را به سینما کشاند.حسین فرح بخش بار دیگر شم اقتصادی خود را به کار انداخت و تهیه کننده فیلمی شد که پیشاپیش می شد روی موفقیت تجاری آن حساب ویژه ای باز کرد. سه سوپراستار سرحال و باب روز – محمدرضا گلزار، امین حیایی و مهناز افشار – در یک داستان کم چرخش و ساده و مبتنی بر تجربه های موفق قبلی سینمای ایران شالوده مستحکمی برای فیلم «کما» بنا کردند.«کما» فیلم سالمی بود که تمام چاشنی های لازم برای جلب مخاطب عام را داشت؛ به اندازه کافی شوخی و خنده داشت، جوان خوش تیپ داشت، قصه عاشقانه داشت و البته الگوی همیشه موفق اختلاف طبقاتی و عاشق و معشوق را هم به کل ماجرا اضافه کرده بود. ضمن آن که برای خالی نبودن عریضه، ماجرای فرار مغزها را هم در قصه گنجانده بود.فیلمنامه نویس کما، «پیمان معادی» بود که پیش تر هم برای فرح بخش «آواز قو» و «عطش» را نوشته بود و اتفاقا «آواز قو» هم فیلم بسیار موفق و پرفروشی از کار درآمده بود. آرش معیریان، کارگردان تازه به میدان آمده آن سال ها هم نوید حضور سینماگری را می داد که می تواند با اشرافی که بر اصول تکنیکی و ساختاری دارد، در حیطه نوعی سینمای بدنه سالم حرکت کند.معیریان البته چندان خودش را جدی نگرفت و فیلمی بهتر از «کما» نساخت، هر چند که باز چند فیلمش برایش موفقیت تجاری به همراه آورد. پیمان معادی اما رفته رفته از این جنس سینما دور شد و به شاخه هنری پیوست و بعدها بازیگری را هم تجربه کرد و موفق هم بود. حیایی نشان داد که می توان با خیال راحت به او اعتماد کرد و وظیفه تهیه نمک فیلم را بر عهده اش گذاشت. «کما» ملودرام داشت و گریه و خنده توأمان بحث داغ آن روزها را که مواجهه طبقه فرادست و فرودست بود با دو شمایل اغراق شده از هر دو سو خوب مطرح کرد و خوب به نتیجه رساند. البته فیلم در خفا پیشنهاد می کند که بهتر است فرودستان به طبقه متوسط بپیوندند و شکل و شمایل آنها را پیدا کنند.شکاف نسلی میان پدر و پسر هم از برگ های برنده «کما» بود. شاید در آن روزگار فکر نمی کردیم روزی برسد که افسوس بخوریم به عدم تولید فیلم هایی مثل «کما» آنقدری که شایسته اش بود تحویل گرفته نشد اما هنوز هم از صحنه رقص هندی گلزار و حیایی می شود به عنوان یکی از به یادماندنی ترین صحنه های کمدی سینمای دهه ۸۰ یاد کرد.کما* کارگردان: آرش معیریان* نویسنده: پیمان معادی* تهیه کننده: محمد حسن فرح بخش، عبدالله علیخانی* بازیگران: امین حیایی، محمدرضا گلزار، حدیث فولادوند، آتیلا پسیانی، مهناز افشار، بهناز حوری، اصغر آشوری، مجتبی بیطرفان، ساناز شمس و …بازسازی سرراست فیلم فارسی۱۳۸۴ – شارلاتان (آرش معیریان)اقتباسی از «یکه بزن» (رضا صفایی ۱۳۴۶) که با وجود انبوه نقدهای منفی، مخاطبان بسیار یافت. پس از موفقیت فیلم «کما»، حسین فرح بخش در دومین همکاری اش با آرش معیریان، یک قدم فراتر برداشت. اگر «کما» با فیلمنامه پیمان معادی ترکیبی از چند کهن الگوی سینمای فارسی بود، «شارلاتان» رسما بازسازی یک فیلم فارسی به شمار می آمد. در واقع جز مقدمه و مؤخره ماجرای جوان فیلمنامه نویسی که فیلمنامه هایش را تهیه کننده نمی پسندد، تنه اصلی فیلم را اقتباسی وفادارانه از «یکه بزن» تشکیل می دهد. بحث بازگشت فیلم فارسی بسیار تند و تیز بود. حتی کسانی که «کما» را یک فیلم تجاری خوش ساخت خوانده بودند هم علیه «شارلاتان» موضع گرفتند. با این همه نمی شد انکار کرد که فیلم حاصل موقعیت سنجی و مخاطب شناسی درست تهیه کننده باتجربه و کاربلدش بود که می دانست در آن مقطع زمانی، تماشاگر ایرانی تمایل به چه نوع فیلم هایی دارد.این شناخت و توانایی حسین فرح بخش و همراه دیرینه اش عبدالله علیخانی در حوزه تولید فیلم های مردم پسند در دوره ای طولانی منجر به ساخت فیلم هایی شد که رونق بخش سالن های سینما بودند. از اوایل دهه ۸۰ به مرور کمدی به ژانر غالب و مسلط سینمای ایران تبدیل شد. ساخته شدن «ارلاتان» را هم باید محصول همین موج دانست. فرح بخش پس از توفیق «کما» به این فکر می رسد که «یکه بزن» را بازسازی کند و جای رضا بیک ایمانوردی از امین حیایی و جای داریوش اسدزاده از جواد رضویان استفاده کند و مهران غفوریان، ارژنگ امیرفضلی و. اصغر سمسارزاده را هم گرد هم بیاورد و مستقیم و سرراست یک فیلم فارسی قدیمی را مو به مو کپی کند.قطعا بخش عمده ای از توفیق تجاری «شارلاتان» را باید در صراحت و لحن عجیب و غریب فیلم دانست و این که سازندگانش بدون خجالت و رودربایستی حال و هوا و لحن فیلم فارسی وار را به فیلم شان منتقل کرده اند. به تغییر دیگر بدون پروا فیلم فارسی ساخته اند و این موضوع را هم پشت موضوعات دیگر مخفی نکرده اند. نتیجه این صراحت، اقبال عمومی تماشاگران پر تعدادی بود که سال ۸۴ به تماشای «شارلاتان» رفتند، با داستانش سرگرم شدند و به شوخی هایش خندیدند.باسمه ای بودن فیلم و کاراکترها در قالب تعریف کردن فیلمنامه تجاری «رؤیای شیرین» برای تهیه کننده توجیه شده و البته کل مقدمه و مؤخره فیلم را می توان تهیه سازندگانش برای گریز از ممیزی وزارت ارشاد دانست. لحن هجوآلود فیلم هم قرار است نوعی خودآگاهی در استفاده سرراست و مستقیم از فیلم فارسی مؤکد سازد.«شارلاتان» در آخرین سال دولت اصلاحات ساخته شد و هنگامی اکران عمومی شد که محمود احمدی نژاد رأی مردم را به دست آورده بود. فیلم با همه انتقادهایی که به آن وارد شد، در روزگار خودش به نیازی عمومی پاسخ مثبت می داد. نیاز به خندیدن و سرگرم شدن در «رؤیایی شیرین» و البته این «رؤیا» اگر هم احمقانه باشد چندان مهم نیست، مهم «شیرین» بودن است.برخی از منتقدان علاقه مند به سینمای عامه پسند قبل از انقلاب بعدها گفتند و نوشتند که «یکه بزن» رضا صفایی بارها خوش ساخت تر از «شارلاتان» آرش معیریان مدرس سینماست. با این همه به نظر می رسد برای اغلب تماشاگرانی که در تابستان سال ۸۴ به سالن های سینما رفتند و «شارلاتان» را دیدند، هیچ دام از اینها اهمیتی نداشت.در دورانی که پویافیلم هنوز درست وسط خال می زد، «شارلاتان» نشانه ای آشکار از تصور دقیق و درست از خواست و علاقه تماشاگر به شمار می آمد؛ تماشاگری که به سینما می آمد تا بخندد و سرگرم شود و ظاهرا «شارلاتان» این خدمات را به تماشاگر ارائه می داد.شارلاتان* کارگردان: آرش معیریان* نویسنده: حسین فرح بخش* تهیه کننده: حسین فرح بخش، عبدالله علیخانی* بازیگران: امین حیایی، جواد رضویان، شقایق فراهانی، مهران غفوریان، اصغر سمسارزاده، ارژنگ امیرفضلیدو عامل برای موفقیت۱۳۸۵ – آتش بس (تهمینه میلانی)عامل اول: تهمینه میلانیکارگردانی که رگ خواب تماشاگر را می شناسد و از جایی مشخص در کارنامه اش، همانقدر که فیلم خودش را ساختن برایش مهم می شود، مخاطب داشتن را هم دوست دارد و به آن فکر می کند، طبیعی بود که پس از ساختن چند فیلم زنانه، در روزهایی که دیگر آن فیلم ها بازاری نداشت و «زن زیادی» و «واکنش پنجم» واکنش های تند و تیز برخی منتقدان را هم به همراه داشت، او به یکی از همان نصیحت های منتقدان گوش کند.بازگشت به سینمایی که او نشان داده جنسش را می شناسد. «دیگه چه خبر؟» سنگ محک خوبی بود و می شد روی در آمدن یک کمدی امروزی حساب کرد. «آتش بس» واکنش طبیعی تهمینه میلانی به شرایط بود.عامل دوم: محمدرضا گلزار و مهناز افشارآن دو در سینمایی که خیلی به «زوج»های سینمایی باور ندارد، زوج محبوب تماشاگران شدند. این داستان «زوج»ها از جذاب ترین وجوه سینمای کلاسیک آمریکا و دوران طلایی هالیوود بود اما جز مقطعی کوتاه که محمدرضا فروتن و میترا حجار در چندین فیلم، یک زوج تماشاگرپسند را شکل دادند، سینمای پس از انقلاب هیچ گاه این الگو را به شکل جدی به کار نبرد. گلزار و افشار ابتدا روبروی هم بازی نکردند. هر کدام مکمل دیگری داشتند اما در پوسترهای تبلیغاتی نام شان کنار هم قرار گرفت و خیلی ها دلیل تماشای «کما» یا مثلا «سیزده گربه روی شیروانی» را حضور این دو عنوان کردند.«آتش بس» فیلم تثبیت این زوج بود و باور این که بده و بستان این دو بازیگر، خارج کارت پستال های «زهر عسل» هم می تواند تماشاگر خودش را داشته باشد.همین دو عامل در کنار هم پرفروش ترین فیلم سال ۸۵ را شکل داد. در روزهای جام جهانی و پایان بهار، همان وقتی که به فصل مرده اکران معروف است، «آتش بس» در غیاب رقبایی که از این عنوان ترسیده بودند روی پرده رفت و فروخت. ویژگی اول یک فیلم پرفروش قابلیت تماشای چندباره است و در مورد فیلم میلانی این قضیه کاملا شکل عینی به خود گرفت. بازی موش و گربه، زوج اصلی قصه و استفاده از الگوهای کلاسیک –عشق و تنفر در کنار جذابیت بی حد زوج محوری – باعث شد تماشاگر «آتش بس» پس از تماشای چندین باره فیلم هم خسته نشود و حتی در دفعات آخر دیالوگ ها را همصدا با بازیگران تکرار کنند.ویژگی های دیگری هم در «آتش بس» بود که به فروش بالای آن کمک کرد. این از معدود فیلم های سینمای ایران بود که تصویر زندگی «روؤیایی» را به مخاطبش نشان می داد. همه چیز آنقدر لوکس و جذاب بود که کسی در الگو قرار دادن آن شکل چیدمان به خودش شک راه نمی داد و آدم ها در اوج مشاجره هم آنقدر دوستداشتنی و بامزه به نظر می رسیدند که کسی فکر نکند دوباره به تماشای یک دعوای زن و شوهری معمولی نشسته است.این فضا که بخشی هم حاصل حرکت آزادانه دوربین علیرضا زرین دست بود، «آتش بست» را محبوب کرد، محبوبیتی در حد لذت تماشای جمعی یک رؤیا. چیزی که حتی ورود نسخه های غیرقانونی فیلم به بازار قاچاق ویدئویی، نتوانست آن را مخدوش کند و فیلم تا چند هفته بعدتر هم باز صدرنشین جدول فروش روزانه و هفتگی باقی ماند. خیلی ها روی میلانی به عنوان فیلمساز شاخص سینمای جریان اصلی حساب باز کردند، محمدرضا گلزار و مهناز افشار محبوب تر شدند و سینمای ایران حوزه های جدیدی را در فروش پیش روی خود دید.آتش بس* کارگردان: تهمینه میلانی* نویسنده: تهمینه میلانی* تهیه کننده: محمد نیک بین* بازیگران: محمدرضا گلزار، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، نیلوفر خوش خلق، کیکاووس باکیده، احمد مهرانفر، محبوبه بیات، نرسی گرگیا و …با شناسنامه سیاسی۱۳۸۶ – اخراجی ها (مسعود ده نمکی)بسیاری از کسانی که نام مسعود ده نمکی را شنیده بودند یا با نشریات او آشنا بودند، زمانی که خبر ساخت «اخراجی ها» به کارگردانی ده نمکی منتشر شد، تعجب کردند. سینمای ایران در تمامی سال های گذشته با افرادی روبرو بوده که با شناسنامه سیاسی خود پا به میدان گذاشته بودند اما اغلب آنها نه به اندازه ده نمکی پیشینه روشنی داشتند و نه در حد و اندازه او عقاید خود را ثبت کرده بودند. همین ثبت شدن عقاید و البته موضع گیری هایی که گاه خود ده نمکی در مورد سینما داشت، سبب می شد حضور او در سینما کمی عجیب تر از دیگر هم روش های او جلوه کند.فارغ از همه این نگاه ها او «اخراجی ها» را ساخت؛ فیلمی با موضوع جبهه و جنگ. البته جبهه از نگاه ده نمکی با آنچه که تصور می شد او بنگرد، متفاوت بود. ماجرا از این قرار بود که ده نمکی با نگاهی توأم با شوخی سراغ شخصیت های جبهه و جنگ رفته بود. لحن نوشته های ده نمکی در نشریاتش چندان روحیه طنز او را نشان نمی داد و شاید همین بود که موجب شد وقتی مخاطبان با یک کمدی درباره جبهه و جنگ به کارگردانی او مواجه شدند، تعجب کردند.شاید کمتر کسی در فضای سینما و مطبوعات توانست بدون پیش زمینه از ذهنیتی که پیشینه ده نمکی ایجاد کرده بود با فیلم مواجه شود اما مخاطبان که کمتر با آن فضا آشنا بودند، با «اخراجی ها» همراه شدند.نتیجه استقبال مردمی از «اخراجی ها» انتخاب آن به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران در جریان سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر و در نهایت اکران موفق فیلم بود. «اخراجی ها» ماجرای گروهی از داوطلبان حضور در جبهه بود که هر کدام به هدف و بهانه ای برای رفتن به جبهه داوطلب می شدند. دو شخصیتی که امین حیایی و اکبر عبدی در «اخراجی ها» بازی کردند از جمله نکات قابل توجه فیلم بودند. شوخی های آنان وهمچنین حس و حال و فضای اطراف شان موجب تعجب بسیاری شد. ده نمکی ماجرای تحولات شخصیت هایی را در جریان حضور در جبهه و میدان جنگ بیان می کرد.فیلم ده نمکی در جریان نوروز سال ۱۳۸۶ به نمایش عمومی درآمد و با استقبال قابل توجهی روبرو شد. در حالی که این فیلم فروش خوبی داشت و نمایش عمومی آن با موفقیت پیش می رفت، عرضه نسخه قاچاق فیلم پای آن را گرفت و مانع از ادامه روند فروش خوب آن شد.فیلم ده نمکی در قالب سی دی ها وارد خانه مردم ایران شد و شاید همین وضعیت سبب شد آشنایی با «اخراجی ها» بسیار فراگیرتر از آنچه تصور می شد، باشد و نام «اخراجی ها» به عنوانی شناخته شده تبدیل شود.البته نتیجه نگاه ها در جریان این آشنایی موجب صف بندی دو گروه موافق و مخالف شد؛ گروهی که همچنان اطراف فیلم ده نمکی دیده می شوند.اخراجی ها ۱* کارگردان: مسعود ده نمکی* نویسنده: مسعود ده نمکی* تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز* بازیگران: اکبر عبدی، امین حیایی، کامبیز دیرباز، محمدرضا شریفی نیا، منوچهر آذر، فخرالدین صدیق شریف، علی اسیوند، ارژنگ امیرفضلی و …آقای فرهادی با استعداد و بانو۱۳۸۷ – دایره زنگی (پریسا بخت آور)در گیرودار رونق کسب کمدی های نازل ارزان فاقد قصه و شخصیت، دایره زنگی به میدان می آید. یک کمدی شهری معقول، با فیلمنامه ای درخشان از «اصغر فرهادی» که در آن سال ها با چراغ خاموش گویا خیز برداشته بود برای افق هایی خیلی دورتر و کارگردانی معقول و حساب شده پریسا بخت آور. به اینها بیفزایید یک کستینگ غریب و درخشان که آدم های نمونه نمای طبقه متوسط را در یک آپارتمان به تصویر می کشد: امین حیایی، نیلوفر خوش خلق، گوهر خیراندیش، امید روحانی، بهاره رهنما، مهران مدیری، نگار فروزنده، اکرم محمدی، محمدرضا شریفی نیا و البته باران کوثری و حامد بهداد.«دایره زنگی» سر شوخی را با طبقه متوسط باز می کند. زندگی آنها را به شکلی باورپذیر به تصویر می کشد و فیلم را بدل می کند به آینه ای تمام نما از معایب و ضعف ها و خیانت های تیپ های متفاوت این طبقه. درست مثل یک کمدی درخشان دیگر در تاریخ سینمای ایران – یعنی «اجاره نشین ها» – فیلم «دایره زنگی» هم آوردگاه آدم های ریاکار و کلاهبردار و دودوزه بازی است که گوی دنائت را از هم می ربایند و جالب این که نهایتا آن که به دام می افتد، معصوم ترین شخصیت فیلم است. فیلم در تنظیم موقعیت های کمدی بسیار موفق است.د ر حقیقت جز تک و توکی کاراکتر که خود به خود مضحک هستند – مثلا نقشی که بهاره رهنما ایفا می کند – بقیه اتفاقا کاملا جدی و دست به گریبان معضلات زندگی روزمره شان هستند. آنتن های ماهواره سرنوشت اهالی را به هم گره می زند و در میان میان مدام قهر و آشتی و نزاع و صلح رخ می دهد.«دایره زنگی» توانست با همین فرمول های ساده و با استفاده از بازی ها و کارگردانی معقول و داستان جذابش توجه تماشاگرانی را که چند سال تلاش شده بود تا سطح سلیقه شان تنزل بیابد، جلب کند. موفقیت «دایره زنگی»، موفقیت معناداری بود. فیلم کاملا استاندارد و خوش ساخت بود و کمدی آن هم اتفاقا نقد اجتماعی درخشانی داشت و جای گیر دادن به در و دیوار و مسئول و دولت، خود فرهنگ شهر نشینی را هدف قرار داده بود و موفقیت آن نشان می داد که می شود به هر قیمتی نخنداند و موفق بود. برای برخی از بازیگران، «دایره زنگی» سکوی پرتاب شد: صابر ابر، مهران مدیری که پیشینه درخشانی در سینما نداشت و البته امید روحانی که یک مکمل میان سال متفاوت را به سینمای ایران معرفی کرد.آقای فرهادی با استعداد و بانو، موفق شدند در فیلم مشترک شان بر صدر جدول پرفروش ها تکیه بزنند و نشان دهند اگر فکر و پرداخت درستی پشت یک فیلم باشد، در هر ژانر و زمانه ای می توان به موفقیتش امید بست. بخت آور البته بعد از آن فیلمی نساخت. فرهادی در مسیر رو به ترقی قدم گذاشت و روز به روز اوج گرفت و حالا در میانه دهه ۹۰ بدل به مهمترین چهره بین المللی سینمای ایران شده است.«دایره زنگی» اما جریانساز نشد. در حقیقت از آن فیلم های سهل و ممتنعی بود که کارگردانان و فیلمنامه نویسان دیگر نتوانستند تقلیدش کنند و از آن یک جریان سالم به وجود بیاورند. «دایره زنگی» فارغ از عنوان پرفروش ترین فیلم سال ۸۷، احتمالا می تواند در فهرست ۱۰ یا ۲۰ کمدی برتر کل تاریخ سینمای ایران هم جایگاه رفیعی داشته باشد. یک فیلم کم ادا، هنرمندانه و قصه گو با کلی کاراکتر جذاب و آشنا و البته یک پایان بندی نه چندان دلچسب و احتمالا تحمیلی.دایره زنگی* کارگردان: پریسا بخت آور* نویسنده: اصغر فرهادی* تهیه کننده: سید جمال ساداتیان* بازیگران: باران کوثری، مهران مدیری، امین حیایی، صابر ابر، امید روحانی، نیما شاهرخ شاهی، محمدرضا شریفی نیا، گوهر خیراندیش، بهاره رهنما و…موفق تر از قسمت اول۱۳۸۸ – اخراجی ها ۲ (مسعود ده نمکی)مسعود کیمیایی سال ها پیش در گفتگویی گفت: «وقتی «قیصر» را ساختم، تهیه کننده های زیادی سراغم آمدند تا قسمت دوم فیلم را بسازم. اسمش را هم گذاشته بودند «بازگشت قیصر». قصه هم از همان ایستگاه قطار شروع می شد. از داخل واگن که «قیصر» زخمی در آنجا قرار داشت و پلیس ها هم سراغش می رفتند… با این همه و با این که جو «قیصر» کل سینمای ایران را گرفته بود و خیلی ها مشغول تکرار و کپی برداری از آن شده بودند، تصمیم گرفتم سراغ قهرمانی بروم که درست در نقطه مقابل «قیصر» قرار داشت و جای تکرار فیلم خودم، «رضا موتوری» را ساختم.»حدود ۴۰ سال بعد، مسعود ده نمکی «اخراجی ها» را کار گردانی کرد و پس از موفقیت گسترده آن تصمیمی عکس مسعود کیمیایی روزگار «قیصر» را گرفت؛ آن هم در حالی که مجید سوزوکی (با بازی کامبیز دیرباز) در انتهای «اخراجی ها» به شهادت رسیده بود.بعد از توفیق گسترده و غیرمنتظره «اخراجی ها»، ده نمکی سراغ قسمت دوم این فیلم رفت؛ آن هم در شرایطی که عده ای می گفتند موفقیت «اخراجی ها» اتفاقی بوده است. در چنین وضعیتی «اخراجی ها ۲» ساخته شد و چند ماه قبل از انتخابات سال ۸۸ اکران عمومی شد.«اخراجی ها ۲» در قالب اکران نوروزی به نمایش درآمده بود و در همان روزهای اول اکران آنقدر خوب فروخت که معلوم شد فروش بالای «اخراجی ها ۱» اتفاقی نبوده. در قسمت دوم بازیگرانی چون جواد رضویان و حساب نواب صفوی به فیلم اضافه شده بودند و دار و دسته اخراجی ها در اسارت عراقی ها به سر می بردند. با این که به نظر می رسید «اخراجی ها ۱» نسبت به «اخراجی ها ۲» بامزه تر و شوخی هایش اورجینال تر بوده، مردم از قسمت دوم هم استقبال گستردهای به عمل آوردند. به این ترتیب بعد از سری «کلاه قرمزی»، شاهد موفقیت یک فیلمساز دیگر در حوزه دنباله سازی شدیم؛ اتفاقی کاملا رایج در کشورهای صاحب سینما که در کشور ما کمتر جدی گرفته می شود.با اکران شدن «اخراجی ها ۲» انتقادهای مشابه آنچه در مورد قسمت اول صورت گرفته بود در باب تمسخر جنگ و مخدوش ساختن چهره رزمندگان تکرار شد ولی هیچ کدام از اینها مانع از آن نشد تا کسانی که از تماشای «اخراجی ها» لذت برده بودند به تماشای قسمت دوم این فیلم ننشینند. مسعود ده نمکی به عنوان پدیده مهم و قابل بررسی سینمای دهه ۸۰ در یک دهه اخیر بیشتر از هر کارگردان دیگری موفق به جذب مخاطب به سالن هر سینما شده است.تحلیل دلایل توفیق تجاری فیلم های ده نمکی بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی – سیاسی جامعه و بدون لحاظ کردن توانایی فیلمساز در به کارگیری صریح و قابل درک هر نشانه و مفهومی که به آن اعتقاد دارد و البته هوشمندی اش در گرد هم آوردن مجموعه ای از بازیگران محبوب، امکانپذیر نیست.در واقع مجموعه ای از عوامل به توفیق تجاری آثار ده نمکی انجامیده اند و داستان به این سادگی ها هم نیست که اکبر عبدی و محمدرضا شریفی نیا و چند بازیگر دیگر با چند تکه کلم و جوک مردم را بخدانند. تدوام موفقیت فیلم های ده نمکی که با «اخراجی ها ۲» و «رسوایی» و حتی «معراجی ها» هم ادامه یافت، نشان می دهد موضوع به این سادگی ها هم نیست.در مجموعه این فیلم ها «اخراجی ها ۲» به عنوان پرفروش ترین فیلم سازنده اش که تا سال ها پرفروش ترین فیلم «تاریخ سینما» هم بود، جایگاهی ویژه دارد.اخراجی ها ۲* کارگردان: مسعود ده نمکی* نویسنده: مسعود ده نمکی* تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز* بازیگران: محمدرضا شریفی نیا، اکبر عبدی، امین حیایی، شهره لرستانی، ارژنگ امیرفضلی، مهران رجبی، حسام نواب صفوی و…جادوی جلوه های ویژه۱۳۸۹ – ملک سلیمان (شهریار بحرانی)این رکوردی است که ثبت شده. شاید دیگر بعد از گذشت چند سال چندان حقانیت و عدم حقانیت رتبه ملک سلیمان قضیه مهمی نباشد اما چون مرور ما تاریخی است، باید بگوییم که در مورد فروش فیلم حرف و حدیث های زیادی در کار بود. به هر حال پروژه عظیم مذهبی سینمای ایران مورد حمایت مسئولان وقت بود و از عوامل خارجی هم برای ساخت جلوه های ویژه چشم نواز آن استفاده شد و برگ برنده فیلم نیز همین جلوه های ویژه اش بود.کسی البته در مهارت های فنی شهریار بحرانی تردیدی ندارد. بحرانی یک یاز باسوادترین کارگردانان سینمای ایران است و سخت افزار را خوب می شناسد. ملک سلیمان با فن آوری CGI ساخته و تبدیل شد به یکی از کامل ترین و البته نخستین تجربه های فیلمسازی دیجیتال در ایران بحرانی به درستی داستان زندگی پیامبری را دستمایه ساخت فیلمش کرد که می توانست اکت و موقعیت های کنش مند و خاص بیشتری را برایش بسازد. به همین دلیل از میان تمام رخدادهای زندگی سلیمان نبی، بخش مبارزه اش با نیروهای متافیزیکی خبیث از قبیل جنه و شیاطین به تصویر کشیده شد.ملک سلیمان اما نه سوپراستار داشت و نه فیلمنامه چندان پروپیمانی، بخش عمده هزینه و انرژی فیلم روی پرداخت بصری آن صرف شد. نقل است که تحقیقات اولیه جمع آوری اطلاعات تاریخی برای مجموعه حدود یک سال و نیم به طول انجامید. بعد از این مرحله شهریار بحرانی، مجتبی فرآورده و حمید قدریان اقدام به نوشتن فیلمنامه مجموعه کردند. در انجام تحقیقات مجموعه سعی شد علاوه بر استفاده از منابع اسلامی و قرآنی، از منابع تاریخی و کتب دینی قوم یهود نیز استفاده شود. در نهایت فیلمنامه ای ۱۵۰ صفحه ای به رشته تحریر درآمد که با ۳۹ بار بازنویسی به حدود ۵۱ صفحه رسید.نوشتن فیلمنامه فیلم حدود شش ماه به طول انجامید. بعد از پایان نگارش متن، هشت ماه صرف آماده سازی جلوه های ویژه فیلم شده بود. تهیه کنندگان با توجه به در نظر گرفتن استانداردهای بالایی که از فیلم نهایی انتظار داشتند، توانایی اتود کارهای ایرانی را در این مورد کافی ندانسته و به دنبال گروه های ماهرتری بودند.فیلم قرار بود ۱۲ هفته روی پرده باشد اما عملا چند هفته بیشتر روی پرده باقی ماند و هر چند حواشی زیادی درباره فروش یا عدم فروش آن مطرح بود. نهایتا توانست ۱٫۵ میلیارد را به ثبت برساند. این در حالی بود که پنج میلیارد تومان برای ساخت آن هزینه شده بود. در آن زمان هم میان فارابی و تهیه کننده کار – مجتبی فرآورده – بحث های زیادی درگرفت. فیلم البته بدشانسی هم آورد و پیش از اکران نسخه ای از آن لو رفت و تکثیر شد و تلاش هایی که برای ممانعت از انتشارت آن صورت گرفت، افاقه نکرد.ملک سلیمان* کارگردان: شهریار بحرانی* نویسنده: شهریار بحرانی* تهیه کننده: مجتبی فرآورده* بازیگران: امین زندگانی، محمود پاک نیت، الهام حمیدی، مهدی فقیه، حسین محجوب، زهرا سعیدی، علیرضا کمالی، جواد طاهری  

منبع